گل و گلدون

با سلام!!!!

وبلاگ قبلی من توسط يکی از همکلاسيهای خوبم هک شد!!!که اصلا مهم نيست!!!

لطفا همهء اونهايی که بهم لينک دادن  آدرس و عوض کنن.آخرين آپ رو براتون می زارم...

گلدون دلش گرفته بود.چرا گل نمي خواست قبول کنه اون دوسش
داره؟ چرا همش زيباييش و به رخ اون مي کشيد و مسخره اش مي کرد؟
گلدون هيچوقت  نتونسته بود دليل رفتار گل و بفهمه,مگه اون با گل
چه کرده بود؟ جز اينکه ازش نگهداري کرده بودويا زيباييش رو تحسين کرده بود.
گلدون به گل نگاه کرد.گل در خواب ناز بود,فکر کرد:چقدر زيباست!کاش
منم نصف زيبايي اون و داشتم شايد اونوقت دوستم داشت!!به خودش
نگاه کرد,چند تکه چوب قهوه اي که کهنه و فرسوده شده بودن.فکر کرد:
خوب گل با اين همه طراوت و زيبايي حق داره به من بخنده!!از اين
فکر غصه اش چند برابر شد و نا خود آگاه آه کشيد.از صداي آه گلدون,
گل به آرومي چشمهاي قشنگش و باز کرد و بلافاصله گفت:
باز دوباره چي شده؟؟ آخه چرا من بايد از دست تو يه خواب راحت نداشته باشم؟؟
چرا راحتم نمي زاري؟؟گلدون گفت:معذرت مي خوام عزيزم من...گل گفت:
ادامه نده,هميشه حرفهاي تکراري,من ازت متنفرم!!!چرا تنهام نمي زاري؟
با اين حرف گل,گلدون احساس کرد داره از درون خرد مي شه.
تمام بدنش لرزيد,تکه تکه شد و گل رو رها کرد!!گل فکر کرد:خوب
 شد که دست از سرم برداشت,واقعا خسته کننده بود!!اما دلش گواهي بد مي داد!!
بعد از چند ساعت گل احساس کرد گلوش خشک شده,گلبرگهاي قشنگش
طراوتشون و از دست دادن,ديگه نفس کشيدن براش سخت شده بود!
بي اختيار گلدون و صدا کرد,حالا مي فهميد وجود گلدون چقدر براش
لازمه,حالا مي فهميد چقدر دوسش داره!!!ولي ديگه دير شده بود...

/ 47 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ssa

سلام من که گفتم نميتونم زياد باشم راستی ميخواهم که باهات صحبت کنم اگر تونستی شماره تلفنت رو به اين جا بفرست mohila_kian يا به ايميل mohila_kian@yahoo..com من هم مثل خيلي ها ديگه كه از اين روزگار كمي خسته شدن دنبال چند كلمه حرف دل ميگردم . دوست دارم سحر .

shide

خيلی قشنگ بود سحر عزيز ممنون که اومدی به بلاگم دوستدارت شيده

sahand

خيلی وبلاگ جالبی داری. اگر ميخوای که تبادل لينگ کنيم به وبلاگ ما يک سری بزن خوشحال ميشم ( وبلاگ من و دوستم

ali

خوشم اومد

maryam

خيلی باحالی!!!!

سعيد

عشق به خاطر نيـــــــــــــــاز ؟ لعنت...موفق باشی وبلاگ خوبی داری...

میثم

سلام وب لاگت خيلی قشنگه جداْ خوشم اومد. آفرين منم ميثم ام اما نه اونکه با تو لجه ولی من از هيچ ميثمی بدم نمياد /

mojtaba

خيلی قشنگ بود سحر جان اگر کمی هم تو درسايه دانشگات اينجوری جدييت داشتی الان قبول شده بودی بدون که موفقييت تو دانشگات بيشتر منو شاد ميکنه فردا شب مونتضرت هستم ساعت ۲۳ خدا نگه دار و برات ارزوی موفقييت ميکونم

عسل

سحر جان اين داستان هم جالب بود و بايد بگم واقعيتی بود که برای من افتاد.من نقش گلدون رو داشتم.....

کامی

با سلام: امیدوارم خوب,خوش و سلامت باشید. وبلاگ شما جالب و زیباست. در اولین کلامی که نوشته بودید: "وبلاگ قبلی من توسط يکی از همکلاسيهای خوبم هک شد"کلی ناراحت شدم.[ناراحت] چراکه بسیاری از اشخاص هک را بازیچه و مزاحمت برای دیگران قرار می دهند.[عصبانی] در حالیکه هک بیشتر برای امنیت و نجات باید به کار برود. مثالا: کامپیوتر اشخاصی که ویروس برای اینترنت و کامپیوترهای مردم درست می کنند[شیطان] هک کنند تا بلکه اینگونه اشخاص مزاحمت برای دیگران ایجاد نکنند. و دیگر نجات از دزدان اینترنتی که خودشان اطلاعات دیگران را هک و کرده می دزدند.[وحشتناک] انشاالله که دیگر شاهد اینگونه موارد نباشم و نباشییییییم.[لبخند] درضمن عید ولادت "حضرت امام حسن عسکری(ع)" را نیز به شما تبریک می گویم. به سلامت[خداحافظ]